گفتگو با قائم مقام شرکت چري

حدود 20 سال پيش وقتي كه صنعت خودرو ايران 30 ساله بود، صنعت خودرو چين برنامه‌ نداشت و خودروسازان چيني فاقد استراتژي بودند اما از سال 1990 ميلادي ورق برگشت و چيني‌ها عزمشان را جزم كردند تا يك خودرو را از صفر طراحي و توليد كنند.
۲۷ دی ۱۳۹۵ | ساعت ۱۰:۱۰
گفتگو با قائم مقام شرکت چري
 

 


 

گفت‌وگوي «دنياي‌خودرو» با قائم مقام شركت چري

دنياي‌خودرو- مازيارنظريان: حدود 20 سال پيش وقتي كه صنعت خودرو ايران 30 ساله بود، صنعت خودرو چين برنامه‌ نداشت و خودروسازان چيني فاقد استراتژي بودند اما از سال 1990 ميلادي ورق برگشت و چيني‌ها عزمشان را جزم كردند تا يك خودرو را از صفر  طراحي و توليد كنند. درست همين جا بود كه برنامه‌اي تدوين كردند و صاحب استراتژي شدند. آنها براي ساخت يك خودرو نه تنها به مونتاژ و ساخت قطعه بسنده نكردند بلكه حتي ماشين‌آلاتي را كه با آن قطعات ساخته مي‌شدند را هم درون كشورشان ساختند و علاوه بر آن به دانش طراحي موتور، گيربكس و بدنه نيز دست يافتند. آن مدير جواني كه در ابتداي دهه 90 مراحل آزمون و خطا را طي مي‌كرد تا كشورش را خودروساز كند امروز به مدير با تجربه‌اي در صنعت خودرو چين تبديل شده كه 10 سال ديگر بازنشسته مي‌شود و سكان خودروسازي چين را به شاگرداني كه تربيت كرده مي‌سپارد. جالب اينكه اين مديران چنان به شركت متبوعشان عشق مي‌ورزند كه هيچ‌گاه به فكرشان هم خطور نمي‌كند وسط كار بركنار شوند. يكي از اين مديران، امروز ژوبيرن قائم مقام شركت چري به عنوان بزرگ‌ترين سواري‌ساز چين است كه با او در مورد اينكه چين چگونه خودروساز شد گفت‌وگو كرده‌ايم :

* آقاي ژوبيرن شركت چري اگرچه امروز بزرگ‌ترين توليدكننده خودرو سواري در چين است، ولي سابقه فعاليت آن حتي يك پنجم صنعت خودرو ايران هم نيست مي‌خواستم توضيح دهيد كه چگونه ظرف چنين مدت كمي به اينجا رسيديد؟
ما از 20 سال پيش تصميم گرفتيم كه خودروساز شويم به همين خاطر نقشه راه را ترسيم كرديم و سپس براي گرفتن تكنولوژي به سراغ شركت‌هاي خودروساز معروف خارجي رفتيم اما آنها مرتب ناز مي‌كردند و بابت انتقال جزئي‌ترين اطلاعات از ما پول‌هاي زيادي مي‌گرفتند. به عنوان مثال براي انتقال تكنولوژي موردنياز ساخت يك مدل خودرو مجبور بوديم 10 ميليون دلار به آن شركت‌ها بپردازيم. آنقدر سختي كشيديم تا امروز كه مي‌توانم ادعا كنم ديگر بعد از 10 سال خودمان خودروساز شده‌ايم و مي‌توانيم هر مدل خودرويي را كه بخواهيم از نقطه صفر بسازيم و به بازار عرضه كنيم .
*
حال كه خودروساز شده‌ايد، ظرف چند ماه مي‌توانيد يك مدل خودرو را از صفر طراحي و توليد كنيد؟
براي طراحي و توليد هر مدل به طور متوسط دو سال زمان نياز داريم .
*
صنعت خودرو ايران هم شركاي معروف و معتبر فرانسوي، آلماني، ژاپني و كره‌اي دارد و آنها هم در انتقال تكنولوژي به خودروسازان ما خست به خرج مي‌دهند شما چگونه توانستيد آنها را راضي كنيد كه ظرف مدت كوتاهي تمام دانش فني را در اختيارتان قرار دهند؟
آنها به ما دانش فني ندادند بلكه ما از آنها دانش فني گرفتيم ولي لازم است يك چيز را بگويم؛ اگر امروز مثلاً پژو فرانسه براي ايران‌خودرو در دادن تكنولوژي ناز مي‌كند ولي ما حاضريم بدون اين حرف‌ها، تجربه و دانش فني را به صنعت خودرو ايران منتقل كنيم و شريك خودروسازي ايران شويم .
*
ولي ايراني‌ها در مورد كيفيت محصولات چيني نظر خوبي ندارند پس چگونه مي‌توانند به صنعت خودرو چين براي همكاري اطمينان كنند؟
ببينيد ! ما براي تغيير اين ديدگاه كه متاسفانه تجار ايراني باعث ايجاد آن شده‌اند تنها مي‌توانيم خودرويي با كيفيت بالا و خدمات خوب را در اختيار مشتريان ايراني قرار دهيم تا خودشان قضاوت كنند زيرا معتقديم كه بحث كالاهاي بي‌كيفيتي را كه تجار ايراني از برخي شهرهاي چين به صورت خيلي ارزان سفارش مي‌دهند با موضوع خودروهاي چيني كه توسط شركت‌هاي معتبر چين توليد مي‌شود فرق دارد. من همين جا به ايراني‌ها توصيه مي‌كنم اولاً با كمپاني‌هاي معتبر قرارداد ببندند در ثاني كالاهاي با كيفيت سفارش دهند و ثالثاً دنبال انتقال دانش فني با تكنولوژي ساخت باشند زيرا ما همان چيني هستيم كه براي بازار اروپا و آمريكا و شركت‌هايي مثل آديداس و ...  كالا توليد مي‌كنيم .
*
ظاهراً در كشور چين تعداد بسيار زيادي شركت خودروساز وجود دارد كه رقابت ميان آنها كمي مشكل‌ساز هم شده است، نظر شما چيست؟
بله ! هم‌اكنون بيش از 100 شركت خودروساز در چين وجود دارند كه به نظر بنده تا 10 سال آينده تعداد زيادي از آنها در جريان رقابت حذف و برخي هم ادغام   مي‌شوند به طوري كه ما در آينده فقط چند خودروساز بزرگ خواهيم داشت .
*
شما به ادغام يا حذف تعدادي از شركت‌هاي خودروسازي چين اعتقاد داريد يا اينكه معتقديد بايد تعداد زيادي شركت خودروساز در چين همچنان وجود داشته باشند و با هم رقابت كنند؟
من فكر مي‌كنم لازم نيست شركت‌هاي زيادي وجود داشته باشند و مطمئن هستم در آينده هزينه توليد خودرو آنقدر بالا مي‌رود كه فقط تعداد اندكي خودروساز  مي توانند  در چين باقي بمانند درست مثل آمريكا و اروپا، يعني خودروسازان آمريكايي و اروپايي اول پايه‌هاي صنعت خودرو خودشان را محكم كردند و از توسعه به رشد رسيدند و كم‌كم تعدادشان كاهش ولي ميزان توليدشان افزايش يافت. اگر تا 100 سال پيش بيش از 30 خودروساز در آمريكا وجود داشت امروز تعداد آنها به كمتر از 15 شركت رسيده است .
*
با توجه به اينكه بازار جهاني خودرو هر سال ظرفيت جذب بيشتر از 70 ميليون دستگاه خودرو را ندارد و هميشه خودروسازان سعي دارند مقدار 10درصد از آنچه توليد مي‌كنند را به بازار ساير كشورها عرضه كنند بنا بر اين كشور چين با اين همه ظرفيت اضافه توليد خودرو كه ايجاد كرده چگونه مي‌خواهد فروش داشته باشد؟
در سال 2008 ميلادي در چين 10 ميليون خودرو توليد شد و اين رقم در سال 2009 با 30درصد رشد به 6/13 ميليون دستگاه رسيد و اين در حالي است كه كارشناسان ما معتقدند تا 10 سال ديگر نياز بازار چين به خودرو به 30 ميليون دستگاه در سال خواهد رسيد. بنابراين خودروسازان چيني اول مي‌خواهند نياز بازار داخلي خود را پاسخ دهند به طوري كه اگر شركت چري به عنوان بزرگ‌ترين سواري‌ساز چين الان سهم 6درصدي از بازار 13 ميليون دستگاهي چين دارد اگر بخواهد ظرف 5 تا 10 سال آينده فقط همين سهم 6درصد را حفظ كند فقط بايد سالي 8/1 ميليون خودرو توليد كند كه تازه اين رقم بدون احتساب توليد براي بخش صادرات است .
*
براساس مشاهدات در نمايشگاه خودرو پكن به نظر مي‌رسد خودروسازان چيني، محصولاتي را مي‌سازند كه مشابه آن قبلاً توسط شركت‌هاي ديگر خودروسازي جهاني طراحي و توليد شده به نظر شما چين چه موقعي به آن مرحله مي‌رسد كه خودش خودرويي را از صفر طراحي كند كه ديگر شبيه محصولات ديگران نباشد؟
شركت چري امروز از صفر تا 100 يك محصول را خودش مي‌سازد و از محصول ساير شركت‌ها ايده نمي‌گيرد پس من با حرف شما موافق نيستم اصلاً بگوييد ببينم، كدام محصول ما شبيه محصول ساير خودروسازان است .
*
يعني به نظر شما خودرو «MVM» شبيه ماتيز نيست يا در ساخت شاسي‌بلند تيگو از سوزوكي گراند ويتارا الهام نگرفته‌ايد؟
(مي‌خندد ) شبيه هستند ولي ما آنها را خودمان طراحي كرده‌ايم و مالكيت معنوي آنها متعلق به خودمان است. مگر شركت GM آمريكا از ما شكايت نكرد كه MVM شبيه ماتيز است پس چرا وسط راه، شكايتش را پس گرفت. چون مي‌دانست كه نمي‌تواند در دادگاه ادعايش را ثابت كند. اصلاً بگذاريد يك چيزي را بگويم. چين از لحاظ اقتصادي خيلي بزرگ شده و كشورها از رشد چين وحشت دارند و مي‌خواهند دست‌انداز درست كنند. ببينيد! شركت چري فقط شش هزار مهندس در قسمت تحقيق و توسعه براي طراحي و توليد محصولات جديد دارد و البته از ارتباط با مراكز معتبر طراحي در جهان هم بهر‌ه‌مند هستيم. در حال حاضر شركت چري فقط 4500 ثبت اختراع دارد .
*
گفته مي‌شود دولت چين در صنعت خودرو اين كشور نفوذ زيادي دارد، مي‌خواستم ببينيم اين موضوع چقدر صحت دارد و به طور معمول اعضاي هيات مديره يك شركت خودروسازي بزرگ مثل چري در چين از چند نفر تشكيل مي‌شود و تصميم‌گيري نهايي بر عهده كيست؟
در چين شركت‌ها يا دولتي هستند يا خصوصي و يا تركيبي از خصوصي و دولتي تلقي مي‌شوند. در مورد خودروسازي چري بايد بگويم ما دولتي- خصوصي هستيم اما دولت مستقيم در كار ما دخالت نمي‌كند و فقط نقشه راه و دورنما مي‌دهد. دولت مثل يك پدر به ما مي‌گويد كه مثلاً ظرف 10 سال بايد به اينجا برسي ولي اينكه ما چگونه به هدف تعيين شده برسيم به عهده خودمان است. در مورد سئوال ديگر شما هم بايد بگويم اعضاي هيات مديره شركت بزرگي مثل چري بين 7 تا 11 نفر است و اين سهامداران به همراه هيات مديره هستند كه تصميم مي‌گيرند شركت بايد چه كار كند .
*
آيا مديران شركت چري و حتي اعضاي هيات مديره از سوي دولت چين معرفي و توصيه مي‌شوند؟
خير به هيچ‌وجه در صنعت خودرو چين اين‌گونه نيست ولي مثلاً در شركت‌هاي نفتي و پتروشيمي كه دولتي هستند بعضاً اين اتفاق رخ مي‌دهد .
*
حمايت‌هايي كه طي اين سال‌ها دولت و نهادهاي چين از شركت‌هاي خودروسازي داخلي خصوصاً «چري» كرده‌اند به طور مشخص شامل چه مواردي بوده است؟
مقامات ارشد چين شايد در سال بيايند از كارخانه بازديد كنند و احوال ما را بپرسند ولي مطمئن باشيد كه به ما كمك مالي نمي‌كنند ولي مشكلات ما را گوش مي‌دهند اما اينكه كمك مالي كنند خير !
*
اگر شركت چري ظرف يك سال به فروش قابل توجهي برسد طبيعتاً درآمد زيادي كسب مي‌كنند و شكي نيست كه بايد آن را در درون سيستم سرمايه‌گذاري كند، به نظر شما اولين جايي كه اين پول بايد در آن تزريق شود كدام است؟
ما براي توليد خودروهاي جديد به نسل جديد موتورها نياز داريم كه در اين بخش خيلي پول لازم است. به هر حال ما در ماه آينده جلسه هيات مديره چري را پيش‌رو داريم و هيات مديره راجع به عملكرد مالي سال 2009 ميلادي گزارش خواهد داد و سود را اعلام مي‌كند. در آنجا ما دو راه داريم اول اينكه سهامداران بگويند سود و پولمان را بدهيد و دوم اينكه موافقت كنند اين پول در شركت سرمايه‌گذاري شود كه البته ما به عنوان مدير دوست داريم اتفاق دوم رخ دهد .
*
آيا اين راست است كه مي‌گويند ارتش چين و يا دولت چين جهت حمل خودرو از كارخانه تا بنا در جهت صادرات، به طور رايگان كاميون با راننده (سرباز) در اختيار خودروسازان چيني قرار مي‌دهد تا هزينه آنها جهت صادرات پايين بيايد و بتوانند با خودروسازان خارجي رقابت كنند؟
خير اين شايعه است .
*
مديران مياني در صنعت خودرو چين چقدر جهت نوآوري و بروز خلاقيت اختيار دارند و آيا در اين شركت‌ها اساساً به پيشنهادهاي طبقه كارگر توجه مي‌شود؟
به مديران مياني جهت نوآوري و پيشرفت اختيار داده شده ضمن اينكه سيستمي داريم كه پيشنهادها را اجرا مي‌كند البته ژاپني‌ها در دنيا در استفاده از اين شيوه شهرت دارند .
*
صنعت خودرو چين، پيشرفت امروز خود را بيشتر مديون دانشگاه‌ها و نيروهاي تحصيلكرده است يا طبقه كارگر؟
ما توسعه را اول مديون بازار هستيم، دوم كارگران و سوم نيروهاي تحصيل كرده دانشگاهي. در شرايط امروز، چين به نيروي كار با تجربه بيشتر از نيروي دانشگاهي نياز دارد .
*
خودروسازان چيني منابع مالي خود را جهت توليد و سرمايه‌گذاري از كجا تامين مي‌كنند؟
ما قبل از هر چيز نيازمند پولي هستيم كه سهامداران به سيستم تزريق مي‌كنند و در مرحله بعد به منابع حاصل از فروش تكيه مي‌كنيم و سوم از بانك‌هاي چين وام با نرخ بهره پايين (زير 5درصد) مي‌گيريم .
*
از روز اولي كه نخستين خشت بناي شركت خودروسازي چري گذاشته شد تا امروز چقدر سرمايه‌گذاري انجام شده است؟
25 ميليارد يوان چين يا 5/3 ميليارد دلار آمريكا طي اين مدت پول به سيستم تزريق شده است .
*
درآمد مديرعامل و اعضاي هيات مديره چري سالانه چقدر است و درآمدهاي اين افراد از كجا است؟
شايد باور نكنيد ولي بايد بگويم ما همگي به شركتي كه در آن كار مي‌كنيم عشق مي‌ورزيم و از بزرگ‌شدن و رشد كردن آن لذت مي‌بريم و تمام درآمد ما از چري مربوط مي‌شود به حقوق ماهانه به  همراه پاداش عملكرد و غير از اين دو هيچ درآمد ديگري نداريم. بگذاريد يك واقعيتي را بگويم حقوق ماهانه مديرعامل بزرگ‌ترين شركت خودروساز چين 10 برابر از حقوق ماهانه مديرعامل يك شركت خودروساز معروف غربي كمتر است و اگر با احتساب پاداش سالانه بخواهم محاسبه كنم بايد بگويم ما هزار برابر كمتر از غربي‌ها حقوق و پاداش مي‌گيريم كه اين نكته نشان مي‌دهد خريداران خودروهاي غربي با خريد يك خودرو مثلاً انگليسي آن هم گران، در واقع پول حقوق و مزاياي مديران آن شركت‌ها را مي‌پردازند .
*
يعني معتقديد موضوع دريافت حقوق و پاداش مديران يك شركت خودروسازي آنقدر مهم است كه در قيمت تمام شده يك خودرو تاثير بسزا دارد؟
بله دقيقاً! يادم است وقتي كه در برزيل خودروهاي چري را آماده عرضه به بازار مي‌كرديم يك خبرنگار از من پرسيد شما چيني‌ها چگونه هزينه‌هايتان را اينقدر پايين مي‌آوريد كه مي‌توانيد با خودروسازان غربي رقابت كنيد و من در پاسخ گفتم بعد از بحران اقتصادي كه گريبان جهان را گرفت، بخش عمده‌اي از درآمد ما از شركت‌هايي در جهان به ارث رسيد كه نتوانستند رقابت كنند و متلاشي شدند. به نظر بنده يك خودروساز بايد هزينه‌هايش را سبك كند و اولين گام در اين زمينه جلوگيري از خروج پول ازسيستم تحت عنوان پاداش و محدود كردن اختيارات مديريتي است .

 

نظرات

نظر دهید

نظر خود را در مورد این مطلب بگذارید .