تجربه متفاوت کویر نوردی با مدیران خودرو (قسمت اول)

۲۵ تیر ۱۳۹۷ | ساعت ۱۱:۰۴
تجربه متفاوت کویر نوردی با مدیران خودرو (قسمت اول)

ایران زیبا و پهناور مملو از زیبایی های دیده نشده ایی است که چشم هر بیننده ایی را خیره می‌کند. این زیبایی‌ها گاه در کرانه های خلیج همیشه فارس، گاهی در کوه‌های کردستان و گاه در قلب یکی از زیباترین کویرهای این کره خالی یعنی کویر حلوان نهفته است. در خلال سفرهای کاری رویارویی با جاذبه های طبیعی ایران، فرصتی است که باید آن را مغتنم شمرد و لحظه لحظه آن را با دل و جان ثبت کرد. روایت پیش رو از زبان نمایندگی مجاز خوش ذوق و هنرمند طبس، آقای عابدزاده است که میزبانی حضور تیم اجرائی مدیران خودرو و گروه عکاسی را برای تهیه محتوای خبری در این منطقه زیبا به عهده گرفته بودند. خواندن روایت لحظات این سفر خالی از لطف نخواهد بود.

دوست عکاسم با هیجان در لایو ایستاگرام‌اش دارد تصاویری را نشان می دهد که خودش عکاسی کرده است. روی ال‌سی دی بزرگ و با کیفیت غرفه مدیران خودرو در نمایشگاه خودرو تهران دارد صحنه هایی پخش می شود از اسمان کویر که بی اغراق بی نظیر و دوست داشتنی‌است. هیجان و لرزش صدای پندار و گروه زیادی که مقابل صفحه نمایشگر تصاویر را تماشا می‌کنند برای گروهی که درگیر این پروژه بوده‌اند بسیار ارزشمند است.

داستان مربوط به سال قبل است، از مدت‌ها پیش دوستان شرکت مدیران خودرو را دعوت کرده بودم تا برای عکاسی از محصولات شرکت مدیران خودرو، حضور در بکرترین کویر ایران را تجربه کنند. حضور زیر آسمان پر ستاره کویر به قدری هیجان انگیز است که یقین دارم تجربه‌اش هیچ‌گاه از ذهن انسان پاک نمی شود.

چندین بار به خاطر برگزاری نمایشگاهها و اتفاقات مختلف سفر در لحظات آخر کنسل می‌شد تا بالاخره زمان شروع یک ماجراجویی هیجان انگیز فرا رسید.

خیلی دور، خیلی نزدیک

گروه مدیران خودرو قرار بود از طریق پرواز به یزد و سفر زمینی از یزد به طبس سفر را شروع کنند.

ظهر چهارشنبه سردی در آذر ماه با کمی تاخیر پرواز از تهران به یزد انجام می‌شود. تیم عکاسی تمایل دارند کمی به گشت و گذار در یزد بپردازند اما برنامه فشرده سفر و فاصله ۳۶۰ کیلومتری یزد تا طبس اجازه این کار را به آنها نمی دهد.

خودروهای نمایشگاهی مورد نیاز برای عکاسی چند روز قبل از تهران ارسال شده و تجهیزات عکاسی فردا صبح از طریق ارسال باربری به طبس خواهد رسید.

بالاخره با کمی تاخیر گروه در ساعت ۹ شب به طبس می‌رسد.

شام را در رستوران ناردون می‌خوریم و ساعات آخر شب به معارفه و آشنایی تیم با یکدیگر و برنامه ریزی برنامه‌های سفر می‌گذرد.

در هوای کمی سرد پاییز طبس تا باغ گلشن قدم می زنیم تا همه مبهوت سبزی و آرامش این باغ در قلب کویر خشک و بی‌آب و علف مرکزی ایران شویم.

نخل و نرگس و زعفران

قرار برای ساعت ۵ صبح مقابل هتل است. برنامه فشرده تیم از همان ساعات اول سفر شروع شده و برای من استرس و فشار فراهم کردن شرایط مناسب، از همه بیشتر است.

برای امروز صبح برنامه اول شناسایی مکانهای مناسب برای عکاسی است. شهرستان طبس وسعتی به اندازه ۵۵ هزار کیلومتر مربع دارد و هر گوشه‌ای از آن جایی برای شگفت‌زده شدن.

روستاهای گردشگری خرو، ازمیغان، کال جنی، کریت و اصفهک را با فاصله های زیاد از هم باید تا ظهر ببینیم تا تیم عکاسی بتواند برنامه روزهای آتی را نهایی و جمع بندی کند.

روستای خرو مقصد اول است، روستایی در فاصله ۲۵ کیلومتری شهر با کوههای برف‌گیر و اقلیمی که بر خلاف هوای گرم و خشک طبس، مستعد پرورش میوه‌های سردسیر است. پس از کمی پیاده روی و گشتن در کوچه‌باغ‌ها، صبحانه را در کنار فنس باغی که بوته‌های زعفران و گل نرگس در آن دیده می شود صرف‌ می‌کنیم. کتری کوچک‌ ما روی شعله چراغ در حال جوشیدن است و سفره صبحانه را با نان و کره و پنیر محلی پهن کرده‌ایم که پیرمرد صاحب باغ با دسته گل نرگس به استقبال ما می‌آید و تمام مهمان نوازی و خونگرمی مردمان این سرزمین را پیچیده بین ساقه و برگهای خوشبوی نرگس به تیم هدیه ‌می‌کند.

مجال ماندن نیست، صبحانه خورده و نخورده راه می‌افتیم به سمت روستای ازمیغان، با ترکیب حیرت آور همنشینی نخلستان و شالیزار.  شاید باور اینکه در قلب کویر زمینی از شالی برنج وجود داشته باشد غیر قابل باور باشد اما قسمتی از واقعیت زندگی این مردمان ای است و شالی کاری یکی از شکل های درآمدزایی و گذران زندگی مردم این اقلیم است؛ و باز حرکت به سمت روستایی دیگر...

ابهت دره زیبای کال جنی و بافت خشت و گلی کریت و اصفهک وسوسه می‌کند که بمانیم ولی راه طولانی در پیش است و به خودمان وعده برگشتن و دیدن دوباره می‌دهیم.

زیر نور کهکشان

می‌نشینیم و برنامه را نهایی می‌کنیم، مقصد اول کویر ماسه‌ای خیرآباد است. دو دستگاه X33s  و دو دستگاه X22 برای عکاسی همراه ماست و یک وانت برای حمل تجهیزات سنگین عکاسی و کمپ کویری ما را همراهی می‌کند.

باید پیش از غروب به کمپ برسیم و فرصت خوردن ناهار نیست. حرکت می‌کنیم و تنها زیبایی نخلهای احمدیه است که ما را متوقف می‌کند. بعد از کمی عکاسی و فیلمبرداری، گروه مسیر ۱۵۰ کیلومتری‌اش به سمت کویر خیرآباد را ادامه می‌دهد.

جاده مسیر طبس تا خور و بیابانک را حدود ۷۰ کیلومتر طی می‌کنیم و وارپ جاده فرعی روستای حلوان می شویم. بعد از طی حدود ۴۰ کیلومتر جاده خاکی مسیر روستای متروک خیراباد را در پیش می‌گیریم و کمی بعدتر دیگر فقط رد چرخ‌های مانده بر زمین است که ما را هدایت می‌کند به سمت مقصد امشب‌مان.

توقف‌های گاه و بیگاه برای عکاسی و تصویربرداری از مناظر بدیع برنامه را دچار مشکل کرده است. به کرانه تپه‌ماسه ها که می رسیم زمان کمی بیشتر تا غروب نمانده است. به سرعت مکان کمپ را انتخاب می‌کنیم، چادر می‌زنیم و در پناه تپه‌ای آتش روشن می‌کنیم.

خیلی زود آسمان چادر تاریک اش را بر سرمان می‌کشد و فقط صدای باد است و ریتم یکنواخت موتور برقی که روشن کرده‌ایم برای شارژ باتری‌ها و تجهیزات عکاسی و صدای گاه و بیگاه هلی‌شات تیم عکاسی.

عکاس‌ها برای دوربودن از آلودگی نوری کمی از کمپ فاصله گرفته‌اند. زوزه گاه و بیگاه کفتاری از دوردست می‌آید و یکی از همکاران ما را وسوسه می‌کند که کمی سر بسر مهمانان بگذارد.

در تاریکی شب به عکاسان نزدیک می‌شود و شروع می‌کند به تقلید صدای کفتار.

ناگهان در کمتر از چند ثانیه صدای هیاهوی تیم و نور چراغ‌های ماشین‌ها که به سرعت به سمت کمپ رانندگی می‌کنند آرامش شب کویر را بهم می‌زند.

مهمان‌های ما از صدای کفتار هراسان شده اند و من در شرمندگی این ماجرا سعی می‌کنم کمی ماجرا را مدیریت کنم.

همکار شوخ ما که با این شرایط نمی‌تواند به اشتباه خود اعتراف کند مجبور می‌شود با تفنگ شکاری‌اش چند شلیک کور به سمت تاریکی داشته باشد و بعد تفنگ به دست در سرمای شب کویر مواظب کفتاری باشد که از اول هم وجود نداشته است.

همراه دیگرمان مهیای پخت کماج ( نوعی نان محلی) شده است و کمی بعد فقط نور کهکشان است و سکوت و بوی نان معطر آویشن و زیره که لذت شب کویری را دوچندان کرده است. خسته از تدارک چند روزه داخل یکی از چادرها توی کیسه خوابم می‌خزم و خیلی زود سرما و خستگی جایش را به خوابی عمیق می‌دهد.

چند ساعت بعد که سرمای سحرگاهی از خواب بیدارم می‌کند با قیافه سرمازده عکاس ‌ها مواجه می‌شوم که شب را بی وقفه عکاسی کرده اند و دیگر رمقی برای ادامه کار برایشان نمانده است. دوباره همکارمان نان گرم پخته است و بوی نان و دمنوش گیاهی ما را سرحال می‌آورد. تاریکی رفته است و اکنون عظمت کویر و بی کرانگی‌اش مبهوت مان می‌کند. عکاس ها دوباره شروع به کار می‌کنند می‌کنند و وسوسه کویر بی کران باعث شده با درگ و کورس با ماشین‌ها حسابی گرد و خاک کنند. کویر دوست داشتنی تر از همیشه رخ نشان می‌دهد و لذتبخش تر از همیشه ما را در آغوش می‌گیرد و ما در پی ثبت تنها برخی از لحظه لحظه های ناب این سفر برنامه کویر را دنبال می‌کنیم.

 

 

نظرات

text

محمدرضا بیاتی

date ۲۶ تیر ۱۳۹۷ clock ۰۹:۰۴

با سلام بسیار سپاسگزارم از گروه مدیران خودرو و بخصوص جناب عابدزاده که به روستای ما حلوان سفرکرده و جاذبه های این منطقه دیدن کردین . با تشکر محمد رضا بیاتی

نظر دهید

نظر خود را در مورد این مطلب بگذارید .